اینگوار کامپراد
کامپراد که تبحر خاصی در بسته بندی مبلمان و لوازم خانگی داشت، یک تاجر برجسته محسوب می شود. او همواره به دنبال ارایه خدماتی متمایز بود. او همواره سعی می کرد نیازهای مشتریان را پیش بینی کند. او می دانست که مشتریان همیشه به دنبال قیمت های پایین و کیفیت خوب هستند. کامپراد همیشه از طریق نوآوری هایش فرصت های خوبی را در اختیار افرادی قرار می داد که از درآمد پایینی برخوردار بودند. ایده فروشگاه های IKEA که امروزه رواج زیادی یافته، به دورانی پیش از رواج سوپرمارکت های امروزی بازمی گردد. وقتی در سال 1986 کامپراد رسماً به ریاست این فروشگاه های زنجیره ای منصوب شد، تمام ماهیت خرده فروشی از طریق این فروشگاه ها را تغییر داد و فضایی مناسب را برای هزاران کارآفرین ایجاد نمود.
1926. تولد
1943. ثبت شرکت ikea (تا مدتها این حروف به صورت درشت نبودند).
1948. تبلیغات مبلمان برای نخستین مرتبه.
1951. انتشار نخستین کاتالوگ. افزایش درآمد این شرکت به بیش از یک میلیون کرون (95000 دلار).
1953. افتتاح کارخانه با مرکز نمایشگاه مبلمان در آلمهولت .
1956. معرفی بسته بندی ساده.
1958. افتتاح نخستین فروشگاه در آلمهولت.
1965. معرفی سلف سرویس در فروشگاه ها.
1982. انتقال مالکیت به یک شرکت هلندی به نام استیکتینگ INGKA.
1986. بازنشستگی رسمی و واگذاری اداره شرکت به آندرس موبرگ .
1995. خرید فروشگاه های زنجیرهای هبیتات توسط شرکت استیکتینگ.
1999. افتتاح فروشگاه یکصد و پنجاهم به ارزش 60 میلیارد کرون (689/5 میلیارد دلار)
پیشینه و ظهور
اینگوار کامپراد در سال 1926 و در یک خانواده روستایی سوئدی به دنیا آمد. او کودکی سختی را تجربه کرد. در دهه های 1920 و 1930، سوئد کشوری بود که کودکان آن با مشقات فراوان بزرگ می شدند. در خارج از شهرهای سوئد، آب و هوای بسیار سرد، شانس اندکی را برای پیشرفت موجب می شد. اما کامپراد جوانی پر انرژی و با انگیزه بود.
او کارش را با فروش کبریت به همسایگان آغاز کرد. در این زمان او تنها پنج سال سن داشت. سپس ماهیگیری را به خوبی فرا گرفت و شروع به فروش ماهی های صید شده کرد. همچنین او گیاهان وحشی را جمع آوری و آنها را به فروشگاه های محلی می فروخت. او نخستین درآمد خوبش را از طریق فروش دانه های گیاهی به دست آورد. این پول برای خرید یک دوچرخه مسابقه ای و یک ماشین تایپ کافی بود.
لحظات مهم
در سال 1943، کامپراد تنها 17 سال سن داشت که شرکتش را تأسیس نمود. او آن را ikea نامید. I و K برگرفته از ابتدای نام و نام خانوادگی او بودند. حرف E برگرفته از نام مزرعه المتارید بود که او کودکیش را در آن گذرانده بود و حرف Aبرگرفته از نام روستای محل تولد او یعنی آگونارید بود. تا سال 1954، کامپراد موفق به فروش محصولاتی متنوع شد. او تحویل به منازل را آغاز کرد و سپس سفارشات مردم را از طریق پست برای آنها میفرستاد. تبلیغ در روزنامهها میزان تقاضا را افزایش داد و شبکه ای از توزیع به راه افتاد. به زودی انواع مداد، خودکار، قاب عکس، کیف جیبی، ساعت و دیگر محصولات کوچک، جایگاه خود را در بازار سوئد و از طریق IKEA یافتند. کامپراد به طور تمام وقت کار و در کنار آن کسب و کارش را اداره می کرد. تنها پس از تکمیل ارایه خدمات ملی در سال 1946 بود که او صرفاً بر این کسب و کار تمرکز کرد.
در سال 1948، کامپراد برای نخستین مرتبه اقدام به تبلیغ در مورد مبلمان کرد. تصمیم او برای فروش مبلمان، در نتیجه رقابت شدید او با سایر رقبا بود. مبلمان از طریق تولیدکنندگان داخلی تأمین می شد و قیمت آن ارزان بود. این کسب و کار جدید آن قدر رونق گرفت که در عرض چهار سال، کامپراد به یک توزیع کننده اصلی مبلمان در سوئد تبدیل شد.
تا سال 1953، این کسب و کار تنها از طریق تحویل پستی انجام می شد. مشکل اصلی این بود که رقابت در صنعت تحویل پستی بسیار فشرده شده بود و همین امر باعث کاهش قیمت ها و در نتیجه کیفیت محصولات گردیده بود. کامپراد بارها وارد جنگی تمام عیار با رقبایش شده بود و تحویل محصولات نه چندان با کیفیت توسط رقبا، بر این صنعت تحویل منفی گذارده بود. راهحل این موضوع آن بود که مشتریان خودشان محصولات را از نزدیک ببینند و آنها را لمس کنند. کامپراد سفری به آلمهولت داشت که مرکز فروش مبلمان IKEA در آنجا قرار داشت. وقتی مشتریان محصولات را در کاتالوگ ها می دیدند، می توانستند از نمایشگاه مبلمان بازدید کرده و این محصولات را از نزدیک ببینند. او این نمایشگاه را در 18 مارس 1953 افتتاح کرد. این یک کار پر خطر بود. در روز افتتاح، کامپراد که کمی هم عصبی بود پشت در فروشگاه ایستاده بود. آنچه که او مشاهده می کرد، اندکی باعث قوت قلبش شد. حدود 1000 نفر پشت در منتظر ایستاده بودند. البته شاید تعارف کیک و قهوه در روز اول هم بیتأثیر در حضور این تعداد در روز اول نبود.
در همان روزهای نخست، اصولی که امروزه هم در IKEA کاربرد دارند، توسعه یافتند. آگاهی از هزینه یک قاعده اصلی بود. کامپراد سعی میکرد حتی در هزینه کاغذ و بسته بندی هم صرفهجویی کند. بخش دیگری از کار IKEA تامین مواد غذایی بود. فروشگاه های IKEA از عرضه قهوه و بیسکوییت گذر کرده و به رستوران هایی با منوهای بسیار متنوع تبدیل شدند. در عین حال توجه زیادی نیز به طعم غذا می شد. از نظر کامپراد، عرضه مواد غذایی یک تصمیم مهم بود زیرا مردم از فواصل دور برای بازدید از این فروشگاه، به آلمهولت می آمدند.
در سال 1955، کامپراد با نخستین مشکل بزرگ خویش مواجه شد. IKEA خوب کار میکرد اما این کسب و کار تنها در حد یک کار خوب باقی مانده بود. کامپراد قادر نبود تا به شکلی اثربخش با شیوه های پیشرفته رقبایش رقابت کند. عرضهکنندگانی که دریافته بودند IKEA تحت فشار است، ناگهان از عرضه محصولاتشان به آن سر باز زدند. نمایشگاه های تجاری نیز کامپراد را از حضور در آنها منع کردند. یک مرتبه، کامپراد برای ورود به یک نمایشگاه تجاری مجبور شد در داخل یک فرش پنهان شود که در صندوق عقب خودروی یکی از دوستانش قرار گرفته بود. اما کامپراد تصمیم گرفت به این روند پایان دهد. او وقتی دید که عرضه کنندگان با او همکاری نمی کنند، تصمیم گرفت خودش شخصاً اقدام به تولید مبلمان نماید. در پاسخ به تحریم نمایشگاه ها او خودش اقدام به ایجاد نمایشگاه کرد. همین امر باعث شد که کامپراد از رقبایش پیشی بگیرد.
معیارهای IKEA یکی از پس دیگری به اجرا درمی آمدند. در سال 1956 بسته بندی های ساده به کار گرفته شدند لذا مشتریان می توانستند مبلمان خود را حتی در داخل خودروهایشان حمل کنند. در سال 1958، یکی از فروشگاه های IKEA به مساحت 6700 متر مربع در آلمهولت افتتاح شد و این شرکت قرارداد استخدام یکصدمین کارمند خود را امضا کرد. سلف سرویس نیز در سال 1965 معرفی شد. تا دهه 1970، IKEA به یک شرکت بین المللی با هشت فروشگاه در اروپا تبدیل شد. تا سال 1999، این شرکت دارای 150 فروشگاه در 30 کشور بود و تعداد کارکنان آن نیز به مرز 44000 نفر رسید. درآمد IKEA 7 میلیارد دلار برآورد شد و انتشار و توزیع کاتالوگهای آن به 100 میلیون نسخه رسیده است.
اگرچه کامپراد از مدیریت روزمره این شرکت بازنشسته شده اما هنوز هم بسیاری از افراد او را رهبر واقعی آن می دانند. کامپراد علیرغم ثروتش – و حتی این حقیقت که طبق قوانین مالیاتی و قضایی او ساکن سوئیس محسوب می شود – هنوز هم خودش را فردی میداند که به هممحل های خود کبریت می فروخت. او توجه زیادی به موضوع هزینه دارد و به همین دلیل خیلی ها او را یک «اسکاتلندی سوئدی» می دانند. او در بخش معمولی هواپیما بلیط می گیرد، بسیار ساده غذا می خورد، عادی لباس می پوشد و از بازار محلی اطراف منزلش خرید می کند. IKEA نیز همین طور است. هیچ لباس گران قیمتی در آن دیده نمی شود، سلسله مراتب ندرتاً دیده می شود و تبلیغات با حداقل هزینه انجام می شود.
کامپراد در قبال جانشین خود که از بین پسرانش باشد – او سه فرزند پسر دارد – هیچ حساسیتی ندارد. او می گوید: «فکر نمی کنم هیچ کدام از پسرانم توانایی اداره این شرکت را داشته باشند و یا حداقل الان این توانایی را ندارند.» این جمله حکایت از آن دارد که کامپراد هنوز بر این باور است که نقش مهمی برای اداره این شرکت توسط او وجود دارد. او در بیوگرافی خود در کتاب «رهبری توسط طراحی» می گوید: «باطن من به من می گوید که کارهای زیادی باقی مانده که باید انجام دهم. من هرگز به وضعیت فعلی بسنده نمی کنم.»
متن و نتیجه
رویکرد منحصر به فرد کامپراد در قبال مدیریت، برگرفته از «سوگندنامه فروشندگان مبلمان» است که کامپراد آن را به کمک همکارانش و قبل از ترک سوئد نوشته است. این سوگندنامه حاوی تجارب شخصی کامپراد در مورد کسب و کارش است. این سند شامل جملات و اصولی بسیار ساده است: «طیف محصولات، نمایانگر هویت ما است؛ سود، منابع را در اختیار ما میگذارد؛ باید با حداقل امکانات به محصولاتی خوب دست یافت؛ تمرکز برای موفقیت ما حیاتی است؛ مسئولیت پذیری، یک اولویت برای ما است؛ و بسیاری از دیگر اصول برای داشتن آینده ای درخشان.» IKEA شرکتی است که کامپراد آن را بر اساس تخیل ذاتی خود ساخت. او به ارزش های مد نظرش توجه کرد و آن را به یک شرکت بین المللی تبدیل ساخت. او سعی می کرد کارهایش را به شیوه ای متفاوت و البته بر اساس نگرش خودش انجام دهد. او گام در مسیری گذارد که کمتر کسی در آن سفر کرده بود. این درسی برای همه کارآفرینان است.
ترنس کونران
در سال 1952، با ایده ای مشابه و در زمانی مشابه، کونران فروش مبلمان را از زیرزمین خانهاش در لندن آغاز کرد. در همین زمان بود که کامپراد هم کارخانه اش را افتتاح کرد. او نخستین فروشگاهش به نام فروشگاه زنجیره ای هبیتات را در زادگاهش و در سال 1964 افتتاح کرد. کونران نیز علاقه فراوانی به رهبری از طریق طراحی داشت. گروه طراحی کونران در سال 1956 تأسیس شد و او در دهه 1960 به یک طراح برجسته در شهر لندن تبدیل شد. در اوایل دهه 1990، کونران فروشگاهش را به IKEA فروخت. البته او هنوز کنترل فروشگاه های زنجیره ای کونران را در دست دارد و توانسته با موفقیت آن را به رستوران های زنجیره ای تبدیل سازد.
برای اطلاعات بیشتر
کتب:
«رهبری به کمک طراحی»، برتیل تورکول ، 1999
وب سایت:
www.ikea.com
«چگونه از افرادم می توانم بخواهم به شکلی ارزان قیمت سفر کنند، در حالی که خود به شکلی تجملاتی سفر می نمایم.» اینگوار کامپراد
«پاسخ من این است که همواره به افراد عادی نزدیک باشید زیرا من هم قلباً یکی از آنها هستم.» اینگوار کامپراد



