نشریه میثاق مدیران Misaq Modiran Magazine
  زندگی بدون کار یعنی گناه و کار بدون هنر یعنی فاجعه. جان راسکین  
منوی اصلی
جستجو در مطالب نشریه

گالری همه تصاویر
007
لطیفه همه لطیفه‌ها
روزی دخو نشسته بود زیر سایه‌ی درختی غذا می‌خورد كه دید یكی از آشنایانش سوار بر اسب دارد از آن نزدیكی می‌گذرد. دخو به رسم تعارف صدا زد "بفرما!"
مرد گفت: "خیلی ممنون!" و زود از اسب پیاده شد و پرسید: "جناب دخو افسار اسبم را كجا ببندم؟"
دخو كه از تعارف خود پشیمان شده بود، زبانش را درآورد و گفت: "ببندش به زبان من!"
لینکستان
گالری عکس

دسته‌بندی‌ها >> برگ درختان در باييز >>


آخرین شماره آرشیو نشریه
معرفی کتاب لیست کتابها
آمار سایت
Site Counter
تبلیغات